احمد بن محمد ميبدى
575
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
57 - يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يَخافُونَ عَذابَهُ . آيه . اين آيت به همان گونه است كه فرمود : يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً كه خداوند را به اميد و بيم مىخوانند ، اميد به رحمت و بيم از عقوبت ! رغبت به بخشش و عفو و رهبت به عذاب و كيفر ، ليكن بايد دانست كه اميد و بيم صفت مبتديان و رغبت و رهبت مقام منتهيان است ، بيم همان ترسى است كه همهء مسلمانان را از گناه بازدارد و رهبت آن ترسى است كه زاهدان را عيش و خوشى ببرد و از جهان و جهانيان جدا كند ، اينان همه نفس خويش غرامت بينند و همهء سخن خويش شكايت ! و همهء كردار خود جنايت دانند ! لطيفه : مؤمن در خوف و رجا و زاهد در رهبت و رغبت بايد معتدل و ميانهرو باشند تا در موازنه مساوى گردند ، مؤمن در دنيا اميد به عافيت و نعمت مىدارد و از بلاها و فتنهها مىترسد كه اميد رحمت و بيم عقوبت دارد ولى عارف دل در مواصلت و قرب حقّ بسته و از عذاب همگانى مىترسد « 1 » . [ آيات 78 - 70 ] ( تفسير لفظى ) 70 - وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا . ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم و آنها را در دشت و در دريا برداشتيم و از پاكيها و خوشيهاى روزگار به آنها روزى داديم و آنان را بر بسيارى از آفريدگان ما برترى داديم . 71 - يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا . روزى كه ما همهء مردم را با پيشوايشان مىخوانيم در آن روز هركس نامهء اعمالش در دست راست باشد آنان نامهء خويش را مىخوانند و مزد ايشان به قدر فتيلى ( نخ باريك ) كم نخواهد شد . 72 - وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا . و هركس در اين جهان از ديدن حقّ نابينا است ، او در آخرت هم نابينا و گمراهتر است . 73 - وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا . و اگر نزديك شدندى خواستندى كه تو را برگردانند از آنچه از پيغام بر تو فروفرستاديم ، تا تو بر ما افترا بندى و بر ما آن گوئى كه ما نگفتيم و در آن صورت تو را دوست خويش خوانند ! 74 - وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا . و اگرنه آنكه ما تو را بر جاى بداشتمى ! نزديك بود بسوى آنان اندكى مايل شوى ! 75 - إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً . آنگاه ما به تو دو برابر عذاب اين جهانى و آن جهانى مىچشانيديم و آنگاه تو بر ما يارى نمىيافتى . 76 - وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا . و اگر يهودان و مشركان خواستند كه تو را از زمين مكّه بيرون كنند ( به نام اينكه شام جاى همهء پيامبران است ) در آن صورت هم جز اندكى ، همهء آنها با تو خلاف كنند . 77 - سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا . اين سنّت و نهاد خداوند در كار پيمبران است كه پيش از تو بودند و تو نتوانى سنّت ما را از جاى بگردانى !
--> ( 1 ) ترس از خداوند به سبب ارتكاب گناه و ترس از كيفر است و اميد به عفو به علت سبقت رحمت حق بر غضب او است ، پس ترس مطلق از خداوند مورد ندارد بلكه ترس مقيد به ارتكاب گناه است ولى اميد ، قيدى ندارد چون خداوند ارحم راحمين است و رحمت او سابق بر غضب اوست !